به نظر شما ما آدما چقدر در خوشبختی خودمون نقش داریم؟
تو دنیای الان ما مسئله مهمی هست که به نظر میاد در گذشته اینجور نبوده!
استرس. نگرانی. پریشانی افکار و ...
مطمئناْ شما هم که الان دارید می خونید از این موضوع بی نصیب نبوده اید!!!
من نمی خوام راجع به اینکه این مسائل از کجا اومده یا عامل اون چیه و ... بحث کنم
حرف من اینه که باید پذیرفت که هست اما با این حال چه باید کرد؟
ببینید دوستان. دنیای امروز پر از مسائل جدید و نگرانی های جدیده و اینطور که قدیمی تر ها تعریف می کنند در زمان اونا خیلی از این مسائل نبوده اصلا.
بعنوان مثال مشکل ترافیک و تصادفات و برق گرفتگی و سقوط هواپیما و ...
اما بعضی مشکلات هم اونوقت بوده که الان نیست دیگه. مثل بیماری های همه گیر و خیلی خطرناک همچون طاعون و سل و ...
با این حال دغدغه روانی مردم الان به دفعات بیش از زمان های گذشته است.
و عامل تمام این سختی ها چیزی نیست جز عادات بد و روشهای نادرست زندگی...
درسته که اتومبیل باعث شده که مردم خیلی راحت باشند و هر کجا که دوست دارند با اون بروند. اما همین ماشین یک استرس ذاتی با خودش داره و اونم تصادف هست: آره تصادف
درسته که هواپیما باعث میشه با سرعتی باور نکردنی به جاهای خیلی دور برسیم ولی همین وسیله ی تند یک استرس دائم با خودش آورده بنام سقوط...
و هزاران هزار وسیله ی جدید که یک استرس جدید بهمراه خودش ارمغان آورده...
اما عیب کار در چیه؟
عیب کار در اینه که این استرس همزمان به چند نفر فشار میاره. بعنوان مثال اگه یک خانواده با ماشین خودشون بخواهند به سفر بروند علاوه بر اون خانواده شاید ۲۰ نفر دیگه از اطرافیان و فامیل هم تا پایان سفرشون استرس سلامتی اونا را متحمل بشوند و این استرس بر استرسهای زندگی دیگران هم تاثیر می ذاره.
خب فکر کنم بحث در مورد هویت استرس ها کافی باشه و با همین چند تا مثال بشه بقیه رو دسته بندی کرد
اما چه باید کرد؟؟؟
یکی از راههای غلبه بر استرسهای جدید فکر نکردن به آینده و اتفاقات آینده است-
اما منظور از این حرف عدم آینده نگری نیست
منظور اینه که در بعضی مواقع نگرانی ما در مورد آینده کاملا بی مورد هست و نگرانی ما
هیچ اثر مثبتی نداره. فرض کنیم که می خواهیم با هواپیما به سفر برویم. حال اگر قرار باشه سقوطی در کار باشه نگرانی ما قار نیست جلوی اونو بگیره و ما چه نگران باشیم و چه نگران نباشیم سقوط می کنیم!!!
پس خیلی راحت باید نگران نباشیم و اصلا به این قضیه فکر نکنیم...
همین یک مثال می تونه منظور را کامل برسونه.
خب می خواهیم نتیجه بگیریم:
نگرانی های ما بر دوسته هستند: یا تاثیر گذار هستند یا هیچ تاثیری ندارند.
باید بسنجیم ببینیم نگرانی ما از کدام نوع است. اگر از نوع بدون تاثیر آن است نباید به آن اعتنایی کنیم و باید مسئله را به کل فراموش کنیم و به فکرمان اجازه نزدیک شدن به اون موضوع را ندهیم و بهترین راه سرگرم کردن خودمان با یک موضوع به دردبخور هست
پس بهترین راه اینه که یه کم فکر کنیم و نگرانی های بی مورد را فراموش کنیم و صد البته که این کار نیاز به تمریم و پشتکار فراوان داره تا به صورت یک عادت در بیاد
پس از همین لحظه یک فیلتر برای ورود نگرانی به فکرمون نصب می کنیم و اسم اونو فیلتر نگرانی های بی مورد میگذاریم
از این لحظه به بعد هر وقت احساس نگرانی کردید باید دستگاه فیلتر رو روشن کنید تا آنالیز کنه و اگر نگرانی بی مورد بود دستور بده که فراموش کردن بهترین راه است. به همین سادگی...
نظرات یادتون نره. منتظرم


